حیوانات به زبان فرانسه با تلفظ فارسی + ترجمه کامل
برای یادگیری نام حیوانات به فرانسوی، از خود واژهٔ «حیوان» شروع کنید. در حالت مفرد میگوییم un animal («یک حیوان») و در حالت جمع des animaux («چند حیوان»). به آخر کلمه دقت کنید: صدای «ل» در animal شنیده میشود، اما پایان animaux صدای «اُ» دارد. در این راهنما، نام حیوانات را از گونههای آشنا در خانه و مزرعه تا جانوران دریایی و شبفعال، همراه با معنی و تلفظ تقریبی فارسی یاد میگیرید. برای اینکه واژهها را راحتتر در جمله به کار ببرید، هر اسم را از همان ابتدا همراه با un یا une تمرین کنید تا جنس دستوری آن هم در ذهنتان بماند.
حیوانات به فرانسه با تلفظ
در بخشهای بعدی، نام حیوانات را بر اساس گروههایی مانند حیوانات خانگی، پرندگان و جانوران دریایی میخوانید. کنار هر نام فرانسوی، معنی و تلفظ تقریبی آن به خط فارسی آمده است. چون بعضی صداهای فرانسوی، مانند واکههای خیشومی، معادل دقیقی در فارسی ندارند، برای تمرین ابتدا به تلفظ واژه در یک فرهنگ لغت صوتی گوش دهید و بعد آن را با صدای بلند تکرار کنید. اگر دو صدا به گوشتان شبیه میرسند، در کلاس خصوصی فرانسه از مدرس بخواهید دو واژهٔ نمونه را پشتسرهم تلفظ کند تا تفاوتشان را بشنوید و بعد خودتان هر دو را تکرار کنید.
حیوانات خانگی به فرانسوی
در فرانسوی برای اشاره به حیوان خانگی از عبارت un animal de compagnie استفاده میشود. اگر بخواهید در گفتوگو بپرسید «حیوان خانگی دارید؟»، میتوانید بگویید Vous avez un animal de compagnie ? در جدول زیر، نام چند حیوان خانگی را همراه با حرف تعریف، معنی فارسی و تلفظ تقریبی خود واژه میبینید. برای نمونه، در un hamster حرف h شنیده نمیشود و واژه با صدای «اَ» آغاز میشود.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un chien | سگ | شیَن |
| un chat | گربه | شا |
| un lapin | خرگوش | لاپَن |
| un hamster | همستر | اَمستِر |
| un cochon d’Inde | خوکچهٔ هندی | کُشون دَند |
| un poisson rouge | ماهی قرمز | پواسون روژ |
| un furet | فِرِت (راسوی اهلی) | فورِ |
حیوانات مزرعه به فرانسوی
در زبان فرانسه به حیوانات مزرعه les animaux de la ferme میگویند. هنگام یادگیری این واژهها به تفاوت نام حیوان بالغ و بچهٔ آن توجه کنید. برای مثال، une vache به معنی «گاو ماده» است و un veau یعنی «گوساله». برای تمرین هر دو واژه در یک جمله میتوانید بگویید À la ferme, j’ai vu une vache et un veau. یعنی «در مزرعه یک گاو و یک گوساله دیدم.» در جدول زیر، تلفظ تقریبی خود واژهها بدون حرف تعریف نوشته شده است.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| une vache | گاو ماده | واش |
| un veau | گوساله | وُ |
| un mouton | گوسفند | موتون |
| un agneau | بره | آنیو |
| une chèvre | بز ماده | شِوْر |
| un cheval | اسب | شُوال |
| un âne | الاغ | آن |
| un cochon | خوک | کُشون |
| une poule | مرغ | پول |
| un coq | خروس | کُک |
حیوانات وحشی به فرانسوی
در زبان فرانسه، les animaux sauvages به حیواناتی گفته میشود که اهلی نشدهاند و در طبیعت زندگی میکنند. در مستندهای حیاتوحش ممکن است عبارت à l’état sauvage را هم بشنوید که یعنی «در طبیعت و بهصورت آزاد». برای مثال، Ce documentaire montre des gazelles à l’état sauvage. یعنی «این مستند غزالها را در زیستگاه طبیعیشان نشان میدهد.» در جدول زیر، نام چند حیوان وحشی را همراه با معنی و تلفظ تقریبی خود واژه، بدون حرف تعریف، میخوانید.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un tigre | ببر | تیگْر |
| un guépard | یوزپلنگ | گِپار |
| une hyène | کفتار | یِن |
| un chacal | شغال | شاکال |
| une gazelle | غزال | گازِل |
| un bison | بایسون | بیزون |
| un gnou | گنو (نوعی آنتیلوپ آفریقایی) | گْنو |
حیوانات دریایی به فرانسوی
در زبان فرانسه به جانوران دریایی les animaux marins میگویند. هنگام خواندن متن یا تماشای مستند ممکن است برای یک جانور دو نام متفاوت ببینید. برای مثال، une pieuvre و un poulpe هر دو به معنی «هشتپا» هستند، اما جنس دستوری متفاوتی دارند. برای بهکاربردن این واژهها در جمله میتوانید بگویید On a vu une pieuvre près des rochers. یعنی «نزدیک صخرهها یک هشتپا دیدیم.» تلفظهای جدول به خط فارسی و بدون حرف تعریف نوشته شدهاند.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un dauphin | دلفین | دُفَن |
| une baleine | نهنگ | بالِن |
| un requin | کوسه | رُکَن |
| une pieuvre / un poulpe | هشتپا (اختاپوس) | پیُوْر / پولْپ |
| une méduse | عروس دریایی | مِدوز |
| un hippocampe | اسب دریایی | ایپُکانْپ |
| une étoile de mer | ستارهٔ دریایی | اِتوال دُ مِر |
| un crabe | خرچنگ | کْراب |
| un homard | لابستر | اُمار |
| un phoque | فُک دریایی | فُک |
پرندگان به فرانسوی
در فرانسوی، un oiseau یعنی «یک پرنده» و les oiseaux یعنی «پرندگان». وقتی شکل جمع را میشنوید، به صدای «ز» بین دو واژه دقت کنید. در ترکیب les oiseaux، حرف پایانی les به واژهٔ بعد میپیوندد و عبارت تقریباً «لِ زوازو» شنیده میشود. این پیوند آوایی را در فرانسوی liaison مینامند. اگر برای بخش شنیداری آزمون زبان فرانسه تمرین میکنید، به حرف تعریف و صدای پیوند هم گوش دهید تا شکل مفرد و جمع را راحتتر از هم تشخیص دهید. در جدول زیر، نام پرندگان همراه با حرف تعریف آمده و تلفظ تقریبی برای خود واژه نوشته شده است.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un moineau | گنجشک | موانو |
| un pigeon | کبوتر | پیژون |
| un corbeau | کلاغ | کُربو |
| un perroquet | طوطی | پِرُکِ |
| un aigle | عقاب | اِگْل |
| un faucon | شاهین | فُکون |
| une hirondelle | پرستو | ایروندِل |
| une cigogne | لکلک | سیگُنْی |
| une mouette | مرغ دریایی | موئِت |
| un colibri | مرغ مگسخوار | کُلیبْری |
حشرات به فرانسوی
در زبان فرانسه، un insecte یعنی «یک حشره» و les insectes یعنی «حشرات». برای توصیف حشرهای که دیدهاید، به تفاوت واژههای نزدیک به هم توجه کنید. برای مثال، une abeille به معنی «زنبور عسل» است، در حالی که une guêpe به «زنبور بیعسل» اشاره دارد. اگر از نوع حشره مطمئن نیستید، میتوانید بگویید Il y a un insecte près de la fenêtre. یعنی «کنار پنجره یک حشره هست.» در جدول، تلفظ تقریبی هر اسم بدون حرف تعریف آمده است.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| une abeille | زنبور عسل | آبِیْ |
| une guêpe | زنبور بیعسل (واسپ) | گِپ |
| une fourmi | مورچه | فورمی |
| un papillon | پروانه | پاپییون |
| un moustique | پشه | موستیک |
| une libellule | سنجاقک | لیبِلول |
| une coccinelle | کفشدوزک | کُکسینِل |
| un criquet | ملخ | کْریکِ |
| un termite | موریانه | تِرمیت |
خزندگان به فرانسوی
در زبان فرانسه، un reptile یعنی «یک خزنده» و les reptiles یعنی «خزندگان». برای توصیف ظاهر این جانوران، دو واژه کاربردیاند. Une écaille یعنی «فلس» و une carapace در توصیف لاکپشت به معنی «لاک» است. برای نمونه، La tortue a une carapace dure. یعنی «لاکپشت لاک سختی دارد.» در جدول زیر، نام خزندگان همراه با حرف تعریف آمده و تلفظ تقریبی برای خود واژه نوشته شده است.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un serpent | مار | سِرپان |
| une vipère | افعی | ویپِر |
| un lézard | مارمولک | لِزار |
| une tortue | لاکپشت | تُرتو |
| un crocodile | تمساح (کروکودیل) | کْرُکُدیل |
| un caméléon | آفتابپرست | کامِلِاُن |
| un iguane | ایگوانا | ایگْوان |
| un gecko | گِکو (نوعی مارمولک) | ژِکو |
| un varan | بزمجه | واران |
پستانداران به فرانسوی
در فرانسوی، un mammifère یعنی «یک پستاندار» و les mammifères یعنی «پستانداران». یکی از ویژگیهای این گروه شیر دادن به نوزادان است که در فرانسوی با فعل allaiter بیان میشود. پلاتیپوس نمونهٔ جالبی برای یادگیری این واژه است. در جملهٔ L’ornithorynque pond des œufs et allaite ses petits میگوییم «پلاتیپوس تخم میگذارد و به بچههایش شیر میدهد.» در جدول زیر، تلفظ تقریبی هر نام بدون حرف تعریف آمده است.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un kangourou | کانگورو | کانگورو |
| un koala | کوالا | کُآلا |
| un dromadaire | شتر تککوهانه | دْرُمادِر |
| un lama | لاما | لاما |
| un alpaga | آلپاکا | آلپاگا |
| un ornithorynque | پلاتیپوس (نوکاردکی) | اُرنیتُرَنک |
| un suricate | میرکت | سوریکات |
| un tatou | آرمادیلو | تاتو |
حیوانات جنگل به فرانسوی
عبارت les animaux de la forêt به معنی «حیوانات جنگل» است. برای گفتن اینکه حیوانی را کجا دیدهاید، dans la forêt یعنی «در جنگل» و à la lisière de la forêt یعنی «در حاشیهٔ جنگل». برای نمونه، J’ai aperçu un cerf à la lisière de la forêt. یعنی «در حاشیهٔ جنگل چشمم به یک گوزن افتاد.» هنگام خواندن این جمله دقت کنید که حرف پایانی cerf تلفظ نمیشود و خود واژه تقریباً «سِر» خوانده میشود. تلفظهای جدول هم بدون حرف تعریف نوشته شدهاند.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un cerf | گوزن | سِر |
| un chevreuil | شوکا (نوعی گوزن کوچک) | شُوْرُیْ |
| un sanglier | گراز | سانگْلیِه |
| un écureuil | سنجاب | اِکورُیْ |
| un renard | روباه | رُنار |
| un loup | گرگ | لو |
| un lynx | سیاهگوش | لَنکس |
| un ours brun | خرس قهوهای | اورس بْرَن |
حیوانات باغ وحش به فرانسوی
در فرانسوی، les animaux du zoo یعنی «حیوانات باغوحش». اگر در باغوحش دنبال محل نگهداری یک حیوان میگردید، واژهٔ un enclos به معنی «محوطهٔ محصور» به کارتان میآید. برای نمونه، Où se trouve l’enclos des girafes ? یعنی «محوطهٔ زرافهها کجاست؟» در جدول زیر، نام چند حیوانی را که ممکن است روی نقشه یا تابلوهای باغوحش ببینید، همراه با معنی و تلفظ تقریبی خود واژه میخوانید.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| un lion | شیر | لیون |
| un éléphant | فیل | اِلِفان |
| une girafe | زرافه | ژیراف |
| un zèbre | گورخر | زِبْر |
| un hippopotame | اسب آبی | ایپُپُتام |
| un gorille | گوریل | گُریل |
| un panda géant | پاندای بزرگ | پاندا ژِآن |
| un manchot | پنگوئن | مانشو |
حیوانات شب فعال به فرانسوی
در فرانسوی، les animaux nocturnes به جانورانی گفته میشود که بیشتر شبها فعالاند. در مستندهای حیاتوحش ممکن است صفت crépusculaire را هم بشنوید. این واژه به جانوری اشاره دارد که بیشتر در گرگومیش سپیدهدم یا غروب فعال است. برای توصیف رفتار یک جانور میتوانید بگویید Le hérisson est surtout actif la nuit. یعنی «خارپشت بیشتر شبها فعال است.» در جدول زیر، تلفظ تقریبی هر نام بدون حرف تعریف آمده است.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|
| une chauve-souris | خفاش | شُو سوری |
| un hibou | جغدِ گوشپر (بوف) | ایبو |
| un hérisson | خارپشت (جوجهتیغی) | اِریسون |
| un raton laveur | راکون | راتون لاوِر |
| un blaireau | گورکن | بْلِرو |
| un galago | گالاگو (نخستی کوچک آفریقایی) | گالاگو |
| une genette | ژنت (پستانداری خالدار) | ژُنِت |
حیوانات در معرض انقراض به فرانسوی
در فرانسوی، les animaux menacés d’extinction یعنی «حیوانات در معرض انقراض». اگر این عبارت را در یک گزارش حفاظت از حیاتوحش دیدید، به ردهٔ کنار نام گونه توجه کنید. در فهرست سرخ اتحادیهٔ بینالمللی حفاظت از طبیعت (UICN)، en danger با کد EN یعنی «در خطر انقراض» و en danger critique با کد CR یعنی «در خطر بحرانی انقراض». ردهٔ دوم نشاندهندهٔ خطر بالاتری است. برای نمونه، Le rhinocéros de Java est en danger critique d’extinction. یعنی «کرگدن جاوه در خطر بحرانی انقراض است.» در جدول، تلفظ تقریبی نامها بدون حرف تعریف آمده است.
| نام فرانسوی | معنی فارسی | تلفظ تقریبی | ردهٔ فهرست سرخ |
|---|---|---|---|
| un rhinocéros de Java | کرگدن جاوه | رینُسِرُس دُ ژاوا | En danger critique (CR) |
| un orang-outan de Sumatra | اورانگوتان سوماترا | اُراناوتان دُ سوماتْرا | En danger critique (CR) |
| un vaquita | واکیتا (گرازماهی خلیج کالیفرنیا) | واکیتا | En danger critique (CR) |
| un saola | سائولا | سااُلا | En danger critique (CR) |
| un axolotl | آکسولوتل (سمندر مکزیکی) | آکسُلُتْل | En danger critique (CR) |
| un tapir de Malaisie | تاپیر مالایی | تاپیر دُ مالِزی | En danger (EN) |
اصطلاحات و عبارت های مرتبط با حیوانات به فرانسوی
نام حیوانات در گفتوگوهای فرانسوی گاهی برای بیان احساس، توصیف رفتار یا حتی حرف زدن دربارهٔ هوا به کار میرود. برای مثال، cafard به معنی «سوسک» است، اما وقتی کسی میگوید J’ai le cafard، منظورش این است که «دلم گرفته». برای یادگیری این عبارتها، معنی اصطلاح را در همان موقعیتی تمرین کنید که ممکن است آن را بشنوید. مثالهای جدول نشان میدهند هر عبارت در چه جملهای به کار میرود.
| اصطلاح فرانسوی | معنی در گفتوگو | مثال با ترجمه |
|---|---|---|
| Avoir le cafard | دلگرفته بودن، غمگین بودن | Depuis que mes amis sont partis, j’ai le cafard. از وقتی دوستانم رفتهاند، دلم گرفته است. |
| Prendre la mouche | زود به دل گرفتن، یکدفعه رنجیدن | Je plaisantais, mais il a pris la mouche. داشتم شوخی میکردم، اما او به دل گرفت. |
| Faire l’autruche | چشم بستن روی مشکل و از روبهرو شدن با آن طفره رفتن | On ne peut plus faire l’autruche. Il faut parler du problème. دیگر نمیتوانیم روی مشکل چشم ببندیم. باید دربارهاش حرف بزنیم. |
| Faire le paon | خودنمایی کردن، به خود بالیدن | Depuis qu’il a gagné le concours, il fait le paon. از وقتی مسابقه را برده، مدام خودنمایی میکند. |
| Il y a anguille sous roche. | یک جای کار میلنگد، انگار چیزی را پنهان میکنند | Ils changent de version à chaque fois. Il y a anguille sous roche. هر بار ماجرا را جور دیگری تعریف میکنند. یک جای کار میلنگد. |
| Un froid de canard | سرمای شدید، سرمای استخوانسوز | Prends tes gants, il fait un froid de canard dehors. دستکشهایت را بردار، بیرون هوا استخوانسوز است. |
جمع بندی
در این مقاله با نام حیوانات به فرانسوی، از حیوانات خانگی و مزرعه تا پرندگان، حشرات و جانوران دریایی، همراه با معنی و تلفظ تقریبی آنها آشنا شدیم. همچنین دیدیم که نام حیوانات در اصطلاحات روزمره هم به کار میرود. برای مثال، J’ai le cafard یعنی «دلم گرفته».
برای مرور، سه حیوان آشنا را از جدولها انتخاب کنید. هر اسم را با حرف تعریفش، un یا une، بلند بخوانید و بعد با آن یک جملهٔ ساده بسازید. مثلاً J’ai vu un écureuil dans le parc یعنی «در پارک یک سنجاب دیدم.» این تمرین کمک میکند هم حرف تعریف هر واژه را به خاطر بسپارید و هم بتوانید آن را در گفتوگو به کار ببرید.












