زن جوانی که در انتشارات کار میکند هر روز در کافهای صبحانه میخورد که شاهد روابط صمیمانه زن و شوهری ظاهرا پولدار میباشد او عاشق انرژی مثبت آنهاست تا اینکه روزی مرد مذکور در اثر ضربههای چاقوی مردی روانی کشته میشود . زن با همسر مرد رابطه برقرار میکند و متوجه اندوه شدید او میشود . در این بین دوست مرد متوفی نیز نگران بیرون نیامدن آن زن از حالت سوگ است و…
| نویسنده | خابیر ماریاس |
|---|---|
| مترجم | مهسا ملک مرزبان |




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.