بعضی کلمات انگلیسی تلفظ بامزهای دارند و بعضی اصطلاحات با معنی غیرمنتظرهشان شما را غافلگیر میکنند. در این مطلب، ابتدا ۶ کلمه بامزه انگلیسی را با معنی و مثال معرفی میکنیم؛ سپس سراغ اصطلاحات و جملات کوتاه خندهدار انگلیسی با ترجمه فارسی میرویم تا بتوانید در موقعیت مناسب، به گفتوگوهای دوستانهتان چاشنی طنز اضافه کنید.
۱. Shenanigans؛ شیطنت و بازیگوشی
کلمه Shenanigans برای توصیف شیطنتها و رفتارهای بازیگوشانهای به کار میرود که معمولاً جدی یا آسیبزا نیستند؛ مثلاً وقتی بچهها نقشه یک شوخی را میکشند یا دوستانتان در یک دورهمی سربهسر هم میگذارند. دیکشنری کمبریج یکی از معنیهای این کلمه را اینطور توضیح میدهد:
silly behavior that is usually not very serious or harmful
رفتارهای غیرجدی و شیطنتآمیزی که معمولاً خطر یا آسیب چندانی ندارند.
برای درک بهتر کاربرد این کلمه، به جمله زیر توجه کنید:
The kids were suspiciously quiet. What shenanigans were they up to?
بچهها بهطرز مشکوکی ساکت بودند. داشتند چه شیطنتی میکردند؟
Shenanigans به خودِ رفتارها و ماجراهای شیطنتآمیز اشاره دارد، نه صرفاً تعریفکردن جوک. این واژه در بعضی موقعیتها معنای «کارهای پنهانی یا متقلبانه» هم میدهد؛ بنابراین همیشه نباید آن را شوخی بیضرر ترجمه کرد.
۲. Bamboozle؛ با گیجکردن کسی را گولزدن
کلمه Bamboozle یک فعل است و به معنی فریبدادن کسی، معمولاً با گیجکردن او، به کار میرود. مثلاً وقتی کسی با توضیحات پیچیده یا حرفهای گمراهکننده باعث میشود تصمیم اشتباهی بگیرید. دیکشنری کمبریج این فعل را اینطور تعریف میکند:
to trick or deceive someone, often by confusing them
کسی را گولزدن یا فریبدادن، اغلب از طریق گیجکردن او.
برای درک بهتر کاربرد این کلمه، به جمله زیر توجه کنید:
She was bamboozled into telling them her credit card number.
او را فریب دادند تا شماره کارت اعتباریاش را در اختیارشان بگذارد.
Bamboozle بهخاطر آهنگ تلفظش میتواند در میان کلمات بامزه انگلیسی قرار بگیرد، اما معنای آن لزوماً خندهدار نیست. همانطور که در جمله بالا میبینید، این فعل برای توصیف موقعیتهای جدی مانند فریبدادن و کلاهبرداری هم استفاده میشود.
۳. Brouhaha؛ هیاهو و جنجال
Brouhaha به خودِ هیاهو و جنجال اشاره دارد؛ برای بیان احساسی که افراد در چنین موقعیتهایی دارند، آشنایی با اصطلاحات رایج عصبانیت در انگلیسی هم میتواند کاربردی باشد.
a lot of noise or angry complaining about something
سروصدای زیاد یا اعتراض و شکایت خشمگینانه درباره چیزی.
برای درک بهتر کاربرد این کلمه، به جمله زیر توجه کنید:
He was tired of the brouhaha over his latest novel.
او از هیاهو و جنجالی که بر سر تازهترین رمانش به پا شده بود، خسته شده بود.
آهنگ تلفظ و وجود حروف «haha» در نوشتار Brouhaha ممکن است آن را برای زبانآموزان به یکی از کلمات بامزه انگلیسی تبدیل کند؛ اما معنی آن ارتباط مستقیمی با خندیدن ندارد. برای استفاده طنزآمیز، میتوانید با این واژه جنجال بر سر موضوعی کوچک را توصیف کنید:
All this brouhaha over a missing cookie?
اینهمه جنجال برای یک بیسکویت گمشده؟
۴. Gubbins؛ خرتوپرت و وسایل ریز و پراکنده
کلمه Gubbins تقریباً معادل «خرتوپرت» در فارسی است و برای اشاره به مجموعهای از وسایل کماهمیت یا متفرقه به کار میرود؛ مثلاً کابلها، کاغذها و چیزهای ریزی که روی میز جمع شدهاند. دیکشنری کمبریج یکی از معنیهای این کلمه را اینطور توضیح میدهد:
a collection of objects that are not important
مجموعهای از اشیا که اهمیت چندانی ندارند.
برای درک بهتر کاربرد این کلمه، به جمله زیر توجه کنید:
I’ve just got to clear all this gubbins off my desk before I start working.
فقط باید قبل از شروع کار، همه این خرتوپرتها رو از روی میزم جمع کنم.
جذابیت Gubbins در آهنگ تلفظ و معنی خودمانی آن است. وقتی نمیخواهید وسایل ریز و پراکنده رو تکتک نام ببرید، این واژه میتواند همان نقشی رو داشته باشد که «خرتوپرت» در گفتوگوهای فارسی دارد.
۵. Malarkey؛ چرندیات و کارهای بیهوده
کلمه Malarkey بسته به موقعیت، به معنی «چرتوپرت»، «حرف بیاساس» یا «کارهای بیهوده» است. وقتی کسی چیزی رو Malarkey مینامد، نشان میدهد که آن رو جدی، منطقی یا ارزشمند نمیداند. دیکشنری کمبریج این کلمه رو اینطور تعریف میکند:
silly behavior or nonsense
رفتار احمقانه یا حرفهای بیمعنی.
برای درک بهتر کاربرد این کلمه، به جمله زیر توجه کنید:
I like the socializing but I can’t be bothered with dressing up and all that malarkey.
معاشرت با دیگران رو دوست دارم، اما حوصله لباس رسمی پوشیدن و اینهمه تشریفات رو ندارم.
در این جمله، Malarkey به تشریفاتی اشاره دارد که گوینده آنها رو بیهوده میداند؛ بنابراین ترجمه «تشریفات» از «چرندیات» طبیعیتر است. آهنگ تلفظ این واژه میتواند بامزه به نظر برسد، اما خود کلمه بیمعنی نیست. همچنین استفاده از آن برای توصیف حرف دیگران ممکن است لحنی تحقیرآمیز داشته باشد.
۶. Gnarly؛ خطرناک، دشوار یا هیجانانگیز
کلمه Gnarly در زبان غیررسمی برای توصیف چیزی شدید، دشوار یا خطرناک و هیجانانگیز به کار میرود؛ مثلاً موجهای بزرگی که موجسواری روی آنها مهارت زیادی میخواهد. دیکشنری کمبریج یکی از کاربردهای این کلمه رو اینطور توضیح میدهد:
used to describe something extreme, especially something that is very dangerous and exciting
برای توصیف چیزی شدید و غیرمعمول، بهویژه چیزی بسیار خطرناک و هیجانانگیز، استفاده میشود.
برای درک بهتر کاربرد این کلمه، به دو جمله زیر توجه کنید:
The waves were what surfers would call “pretty gnarly”.
موجها از آنهایی بودند که موجسوارها به آنها میگویند «حسابی خفن و چالشبرانگیز».
That was a gnarly bike crash.
آن تصادف دوچرخه واقعاً شدید بود.
معنی Gnarly به موقعیت بستگی دارد؛ در جمله اول، هیجان و خطر رو میرساند و در جمله دوم، شدت حادثه رو توصیف میکند. بنابراین همیشه نمیتوان آن رو «خفن» ترجمه کرد.
نکته جالب این واژه، تفاوت نوشتار و تلفظ آن است: حرف g در ابتدای Gnarly تلفظ نمیشود و کلمه با صدای «ن» شروع میشود. همین ویژگی میتواند آن رو برای زبانآموزان جالب کند، هرچند معنای خود کلمه لزوماً خندهدار نیست.
همه موقعیتها مناسب شوخی نیستند؛ گاهی لازم است خوشحالی، ناراحتی یا همدلی خودتان رو روشنتر بیان کنید. یادگیری اصطلاحات غم و شادی انگلیسی به شما کمک میکند برای این موقعیتها هم عبارت مناسبی داشته باشید.
برای ادامه یادگیری، میتوانید از یک منبع منظم استفاده کنید و اصطلاحات رو همراه با مثال و تمرین پیش ببرید. مطلب کتاب یادگیری اصطلاحات انگلیسی میتواند در انتخاب منبع به شما کمک کند.
- سفیرمدیا
- شهریور 22, 1405
